الشيخ محمد تقي بهجت
270
جامع المسائل ( فارسي )
چند مسأله كشته شدن شخصى توسط دو نفر و مسأله قصاص 1 - اگر حرّى دو حرّ را كشت ، براى اولياء آن دو قصاص است و غير از قصاص چيزى نيست ؛ و مىتوانند با هم انجام دهند يا توكيل نمايند شخصى را در استيفاء و قصاص از هر دو ، و ديگر استحقاق ديه موزّعه را ندارند . و اگر يكى اراده قصاص كرد و ديگرى اراده نكرد ، پس با استيفاء اوّلى ، استحقاق دومى ديه را محل تأمل است ، چه آن كه قتل هر دو به نحو تعاقب بوده يا در يك دفعه ؛ و مبادرت يكى به قصاص در صورت اشتراك در قتل در يك دفعه و در صورت تعاقب سبقت ولىّ دومى در قصاص ، خالى از اشكال نيست ؛ بلكه سبقت اوّلى يا انفراد هر كدام با وقوع در يك دفعه بىشائبه اشكال نيست ؛ و در صورت تنازع و عدم امكان معيت در قصاص و توكيل يكى در آن ، مقدم است سابق ؛ و در صورت وقوع در يك دفعه يا اشتباه سابق ، با قرعه تعيين مىشود . تعاقب قطع دست توسط يك نفر اگر قطع كرد دو دست راست از دو نفر را ، قطع مىشود در قصاص به سبب اوّلى دست راست جانى و به سبب دومى دست چپ او . و پس از آن اگر قطع كرد دست شخص سوم را ، قطع مىشود در قصاص ، پاى راست او . و اگر دست چهارمى را قطع كرد ، قطع مىشود در قصاص ، پاى چپ او . و اگر دست پنجم را قطع كرد و چهار عضو نمانده و در قصاص قطع شده بود يا نحو آن ، منتقل ( براى پنجم ) به ديه مىشود ، و در سائر موارد فوت محل قصاص . ثبوت قصاص به تبديل اظهر ثبوت قصاص است به تبديل راست به چپ مثلًا در چشم و گوش و نحو اينها ، در حال نبودن راست از جانى يا محكوم بودن به قصاص با عدم رضاى ولىّ به غير قصاص . و همچنين در عكس ، يعنى براى چپ مجنىّ عليه ، راست جانى را قطع نمايند در حال نبودن چپ يا مستحَقّ بودن براى قصاص ، در موارد صدق اسم بر هر دو مثل چشم و گوش ، نه مثل پا و دست مگر به نحو متقدّم در خصوص دست و پا . اما